ابو القاسم سلطانى
368
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
ديوسكوريد ذيل لنخيطس آخر مىنويسد : گياهى است خشن برگ آن شبيه برگ اسقولوقندريون 1 * مىباشد با اين تفاوت كه برگ آن خشنتر ، بزرگتر و بريدگى آن عميقتر است . بهطور موضعى جراحات را التيام مىبخشد و هنگامى كه با سركه آن را بهنوشند ورم طحال را از بين مىبرد 2 * . رازى ، ابو ريحان و ابن سينا اين گياه را ذيل ماده " حربه " آوردهاند و رازى از قول ديوسكوريد همان را مىگويد كه ديوسكوريد درباره لنخيطس آخر ذكر نموده است . همچنين مىگويد كه جالينوس آن را لنجيطس ناميده است 3 * و ابو ريحان گويد كه دانه آن به نيزه شباهت دارد و اين گياه در زمينهاى سخت مىرويد 4 * . ابن سينا گويد حربه كه لنجيطس ناميده مىشود و دانه آن سه گوش و مانند نيزه است و به همين جهت اعراب آن را حربه مىنامند دو نوع بستانى و برى 5 * دارد . . . برگ لنجيطس برى هنگامى كه سبز است اگر بر روى زخم گذاشته شود زخم را به هم مىآورد و قرار دادن پوست آن با سركه بر روى سپرز يا خوردن برگ خشكشده آن درد و ورم طحال را از بين مىبرد 6 * . در كتب جامع مفردات ابن بيطار ، تذكره ، تحفه و مخزن هر دو گياه در يك موضع و ذيل ماده لنجيطس آمده است . ابن بيطار پس از نقل قول از ديوسكوريد و جالينوس مىنويسد گياهشناسان اندلس لنجيطس برى را رقعه صخريه مىنامند 7 * و بنا بر مندرجات كتب ديگر 8 * لنجيطس 2 صنف مىباشد بستانى و صحرائى آشاميدن برگ خشك صحرائى با شراب يا با سركه در ورم طحال سودمند است و مقدار خوراك آن حدود 7 گرم 9 * مىباشد و ضماد برگ تازه صحرائى مانع پيشرفت زخم شده و زخم را از چرك پاك نموده و آن را التيام مىبخشد . اين گياه را امروزه به عربى بقلهء الطحال و به پارسى سپرزدارو و شانه سرخس مىنامند . ( 1 * ) - اسقولوقندريون - زنگىدارو Scolopendrium officinal L ( 2 * ) - تت دياسقوريدوس م - 3 ش 138 ص 303 ( 3 * ) - تت الحاوى ج 20 ص 312 ( 4 * ) - تت صيدنه عپ 154 ( 5 * ) - لنجيطس برى : منظور گياه مورد بحث است . ( 6 * ) - تت قانون عب 321 ( 7 * ) - جامع مفردات ابن بيطار ج 4 ص 110 ( 8 * ) - تذكره ج 2 ص 284 ، تحفه 233 ، مخزن 512 ( 9 * ) - اصل 2 درهم ، هر درهم مساوى است با 5 / 3 گرم ، هريك و سه هفتم درهم معادل يك مثقال مىباشد .